تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 11:15 | نویسنده : عمه مریم و کیانا
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك هاhttp://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك هاmade by Laiehttp://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک هاشکلک های شباهنگ

تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 11:8 | نویسنده : عمه مریم و کیانا
 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 11:7 | نویسنده : عمه مریم و کیانا
 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 11:6 | نویسنده : عمه مریم و کیانا
 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 11:6 | نویسنده : عمه مریم و کیانا
 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

تاريخ : یکشنبه پانزدهم تیر 1393 | 12:47 | نویسنده : عمه مریم و کیانا
امروز 15 تیرماه 93 تولد یک سالگی کیانای عزیزمه امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشی و همیشه در زندگیت راه راست را پیدا کنی .... اهورا و غزل هم تولدت رو تبریک میگن شاد باشی عزیزم

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 | 12:50 | نویسنده : عمه مریم و کیانا
دیروز عقدکنان برادر زن عمو مهدیه بودکیانای عزیزم انقدر قشنگ می خندیدی که دلم می خواست بخورمت

مدام شیر می خوردی و بالا می آورددی تمام لباسم رو لک لکی کردی آیلین هم کلی شیطونی می کرد

دلم می خواست الان پیشم بودی تا کلی باهات بازی می کردم

فدات بشم عزیزم



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 | 11:33 | نویسنده : عمه مریم و کیانا
سه شنبه ۲۳ مرداد ۹۲ جشن به دنیا اومدن کیانا برگزارشد

کیانا یه لباس صورتی خوشگل پوشیده بود و مدام شیر می خورد و بی قراری میکرد

جشن خوبی بود من و غزل که دیر رسیدیم (داستان داره )

همه عمه ها و خاله ها و عمو ها و دایی ها جمع بودن جای عمه سمیه خیلیییی خالی بود

کلی رقصیدیم و کل کشیدیم



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 | 13:18 | نویسنده : عمه مریم و کیانا
کیانا جان سرم خیلی شلوغه ....

ماه رمضونه ....تشنه م.....گرسنه.....سر کارم .......کلی کار سرم ریخته......

منتظر باشه اخبار جدیدی به زودی برات می نویسم فقط همین قدر بدون خیلی دوست داشتنی شدی و همه به نوبت هر شب میان بهت سر می زنن و تو همش خوابی.....



تاريخ : یکشنبه شانزدهم تیر 1392 | 13:36 | نویسنده : عمه مریم و کیانا

دیروز 15 تیر ماه 1392 روز شنبه کیانا طالبی برای اولین بار گریه کرد و چشمهای قشنگش رو به دنیا باز کرد.

از صبح به فکرش بودم ساعت دو و نیم از اداره مرخصی گرفتم و رفتم خونه و بعد از غذا با عمه زهراش به بیمارستان طالقانی رفتیم.خیلی نازه یاد اولین روز تولد آیلین (دختر عموی کیانا)افتادم هر دو برام خیلی عزیزن یه خرگوش صورتی از زنجان براش خریده بودم که بردم براش ...

امروز خیلی سرم شلوغه ولی تصمیم گرفتم زود تر وبلاگش رو افتتاح کنم....

اهورا

غزل

فاطمه السادات

علی

و آیلین ...تولد کیا نا را تبریک میگن....



  • اپل
  • گور